خرید بک لینک

درباره سایت

حسابداری و مدیریت

امکانات وب

دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت من مست چنانم که شنفتن نتوانم شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم با پرتو ماه ایم و چون سایه دیوار گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم دور از تو من سوخته در دامن شب ها چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم فریاد ز بی مهریت ای گل که درین باغ چون غنچه پاییز شکفتن نتوانم ای چشم سخن گوی تو بشنو ز نگاهم دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم محمدرضا_شفیعی_کدکنی

برچسب: دارم سخنی با تو وگفتن نتوانم,دارم سخني با تو و گفتن نتوانم,دارم سخني با تو گفتن نتوانم,دارم سخنی با تو که گفتن نتوانم,شعر دارم سخنی با تو گفتن نتوانم,دانلود آهنگ دارم سخنی با تو گفتن نتوانم,دانلود دارم سخنی با تو گفتن نتوانم, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 22:47

کوچه را با پا ورق زد، خانهام را دید و رفتیک سبد از بار احساسم نگاهش چید و رفت من به دنبالش به شوقی با قدم های کبودرفتم اما او به من بی اعتنا خندید و رفت در سکوت شب شدم مهمان ماه و آسمانخلوتی با ماه کردم، او کمی تابید و رفت دل درون سینهام غمگین و نالان میتپیددست سرد غم به زخم او نمک پاشید و رفت خواستم تا یک غزل با ذوق مهمانش کنمبی سلیقه آمد و شعر مرا نشنید و رفت منتظر بودم کنار خانه ام اما فقط کوچه را با پا ورق زد راه را پیچید و رفت

برچسب: کوچه بازاری,کوچه باغ شعر,کوچه باغ,کوچه بالایی دختری میشینه,کوچه بازاری شاد,کوچه باغ خاطره,کوچه باغ تنهایی,كوچه بازاري,کوچه بازاری,دانلود,کوچه بازاری قدیمی, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 22:46

ای خیره به این خیره چه زیباست نگاهت !
جانم به لب آمد چه فریباست نگاهت !

شاید که سرابست مگر میشود آخر !
آیینه ترین حالت دریاست نگاهت !


مصلوب نگاهت شده ام مریم عاصی
انگار که از صلب مسیحاست نگاهت

تسلیم تمنا و هوادار غرور است
ای ناز ! چه افتاده و سرپاست نگاهت

« آهوچه ی ارباب » به خاکی زده امروز !
امروز غزلنازِ رعایاست نگاهت !


تاج به سر ، کوزه ی الماس ! گلاندام !
زیباست که زیباست که زیباست نگاهت...

برچسب: ای خیره به این خیره,ای شکم خیره به تایی بساز, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 22:46

بانو ! نمیخواهی که قلبت مال من باشد؟
چشمت برای لحظه ای دنبال من باشد؟

تو مثل خورشیدی و من دور تو می گردم ،
آری ! خدا میخواست ، این اقبال من باشد

دنیا پر از شاعر شد از فردای میلادت ،
حق می دهم دنیا پر از امثال من باشد

با خواجه حافظ ، فال می گیرم ، ... پر از بغضم
یعنی نباید اسم تو ، در فال من باشد؟

آهوی تک خالی که هر کس عاشقش می شد ،
شاید مقدر نیست ، در چنگال من باشد

این بار ، دیگر ، دام در راهت می اندازم ،
عشق تو "باید" طالع امسال من باشد

برچسب: نویسنده: نگار عباسی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 22:46

با نگاهت غزلی پایه گذاری کردم
با لبت بر غزل آرایه گذاری کردم

غزلم را پس از این عشق نمی سوزاند
به غزل با مژه ات سایه گذاری کردم

بیش از این زور غزل برلب وچشمت نرسید
با همین قافیه ها مایه گذاری کردم

آیهء چشم تو را سورهء قرآن کم داشت
حق به من داد خدا آیه گذاری کردم

منفعت کرده دلم بعد نگاهت گل من
روی چشمان تو سرمایه گذاری کردم

هنرم را به سرت ریخته ام بیت به بیت
با نگاهت غزلی پایه گذاری کردم

برچسب: نویسنده: نگار عباسی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 22:46

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم زلالِ اشک می کارم بزن باران به رگ برگِ صدای خیسِ احساسمبدونِ چتر می خواهم کنارت گام بردارم برقصان با ترنّم اشک را در قابِ چشمانمکه دردی از غمِ دوری درونِ سینه ام دارم نمی خواهد ببیند عقل ، پابندِ کسی هستمدلم زورش نمی چربد نشسته پشتِ افکارم نمی دانم کجای کار می لنگد ... پریشانمبرای گفتگو با عقل خود تا صبح بیدارم بیا باران بزن آهسته تر بر عشق ِبی جانمکه جای سنگ ، قلبم را کمی دلتنگ پندارم شدم عاقل ترین عاشق ، ندانستی که ناچارم

برچسب: نویسنده: نگار عباسی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 22:46

سخت است دلم پیش تو باشد تو نباشی
احساس غزل خوان تو باشد تو نباشی

سخت است که محدوده ی ممنوع خیالم
جولان گه افکار تو باشد تو نباشی

تحریم بدی شامل حالم شود آنروز
فکرم همه آغوش تو باشد تو نباشی

دریای نمک پر شد و سخت است برایم
هر لحظه دلم شور تو باشد تو نباشی

میترسم از این بال که در لحظه ی پرواز
زنجیر به رویای تو باشد تو نباشی

برچسب: سخت است دلم پیش تو باشد تو نباشی, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 22:46

من که ترک عشق کردم پس چرا دیوانه ام
این چنین هرگز نبودم گویا بی خانه ام

من گذشتم از تو اما فکر تو هرگز نرفت
تو نرفتی از خیالم ای مه در دا نه ام

ترک تو گفتم دعا کردم که مهرت هم رود
گرچه میدانم نخواهد رفت از کاشانه ام

دلبری ها میکنی دل را سبب ساز غمی
غم چه شیرین میشود با بغض تو جانانه ام

بعد عمری عاشق زلف شرابت من شدم من غلط کردم بسازم روی طوفان خانه ام

میروم اما دلم پیش تو میماند گلم
بر دلم دستی کشم دستی دگر بر چانه ام

برچسب: من که ترک عشق, پس چرا دیوانه ام, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 22:46

من که رنگم می پرد وقتی نگاهم می کنیپس چرا با سر به زیری هی عذابم می کنی من که می کوشم خودم را در دل تو جا کنمپس چرا من را، شما ، آقا، خطابم می کنی من که با صدها بهانه به سراغت آمدمپس چرا با بی محلی تو خرابم می کنی قصد کردم که گنهکار تو باشم پس چراگفته ای استغفر الله و صوابم میکنی در خیال نقشه ای که در برت محبوب شم شب به شب با حیله ای تازه به خوابم می کنی حوصله سر برده از من آن غرور لعنتیبا همین رفتار ها داری کبابم می کنی می روم پا می کشم از عشق و از تحمیل خودباز با داغت مرا یک شعر نابم می کنی؟؟؟

برچسب: نویسنده: نگار عباسی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 22:46

.حسّ و حال همه ی ثانیه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم.گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزیدآمدیّ و همه ی فرضیه ها ریخت به هم!.روح غمگینِ تو در کالبدم جا خوش کردسرفه کردی و نظام ریه ها ریخت به هم.در کنار تو قدم می زدم و دور و برمچشم ها پُر خون شد، قرنیه ها ریخت به هم.روضه خوان خواست که از غصّه ی ما یاد کندسینه ها پاره شد و مرثیه ها ریخت به هم.پای عشق تو برادر کُشی افتاد به راهشهر از وحشت نرخ دیه ها ریخت به هم.بُغض کردیم و حسودان جهان شاد شدنددلمان تنگ شد وُ قافیه ها ریخت به هم..من که هرگز به تو نارو نزدم حضرت عشقپس چرا زندگیِ ساده ی ما ریخت به هم؟!

برچسب: حس و حال همه ی ثانیه ها ریخت به هم, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 22:46

ماه دردانه بدان ، خانه ی دل را بلدم !بی ریا غربت ویرانه ی دل را بلدم !من دلم سوخته در حسرت یک صحبت توحس این لحظه ی بیگانه ی دل را بلدمقصه آنگونه شروع شد که نباید میشد راه برگشتن دزدانه ی دل را بلدمناز من گر طلب بوسه از این لب بکنیبوسه در خلوت رندانه ی دل را بلدمیار اگر زلف پریشان خودت وا نکنیطرح گیسوی تو در شانه ی دل را بلدم می اگر رونق سر مستی دل را نکندمستی باده ی میخانه ی دل را بلدم ناز نین ! گر طلب قصه و افسانه کنیمتن آن قصه و افسانه ی دل را بلدم

برچسب: نویسنده: نگار عباسی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 16:04

به خودم آمدم انگار تویی در من بود این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود پیش چشم همه از خویش یلی ساخته ام پیش چشمان تو اما سپر انداخته ام....بی ﺗﻮ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺑﺪﻥ ﻟﺨﺖ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﭼﻪ ﮐﻨﻢﺑﺎ ﻏﻢ ﺍﻧﮕﯿﺰﺗﺮﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﭼﻪ ﮐﻨﻢﺑﯽ ﺗﻮ ﭘﺘﯿﺎﺭﻩ ﯼ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻣﺮﺍ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪﺍﯾﻦ ﺷﺐ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻣﺮﺍ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪﺑﯽ ﺗﻮ ﺑﯽ ﮐﺎﺭ ﻭ ﮐﺴﻢ ﻭﺳﻌﺖ ﭘﺸﺘﻢ ﺧﺎﻟﯿﺴﺖﮔﻞ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽ ﻣﻦ ﻣﻔﻠﻮﮎ ﺩﻭ ﻣﺸﺘﻢ ﺧﺎﻟﯿﺴﺖﺑﯽ ﺗﻮ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺟﻤﻌﻪ ﺑﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭ ﺁﺑﺴﺘﻦ ﺧﻂ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖعلیرضا_آذر

برچسب: به خودم آمدم انگار تویی در من بود,به خودم آمدم انگار تويي در من بود,شعر به خودم آمدم انگار تویی در من بود,دانلود آهنگ به خودم آمدم انگار تویی درمن بود,علیرضا آذر به خودم آمدم انگار تویی در من بود, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 16:04

با موی پریشان شده آنقدر که نازیدر حفظ مسلمانی من مساله سازی !با دیدن تو قبله نمایم به خطا رفتدیگر نگرانم که بت از کعبه بسازیقدیسه من لمس تنت پنجره فولادبیمارم و ناچار به این دست درازیهر طور نگاهت بکنم قابل عرضیحالا منم و وحشت تقسیم اراضییک شهر به دنبال تو افتاده به واللهبیچاره شدم در صف صدها متقاضیآغوش تو خشخاش و لبت الکل خالصآماده شدم کار دلم را تو بسازی...من کودک سرتق که شدم سر به هوایعشق تو که سر می شکند آخر بازیعلی_صفری

برچسب: با موی پریشان شده آنقدر که نازی, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 17:17

دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشویکه بیایی و در این تنگیِ دل جا بشویتو فقط آمده بودی که دل از من ببری؟بروی، دور شوی، قصه و رویا بشوی؟انقلابی شده در سینه ی من، فتنه ی توستسبزیِ چشم تو باعث شده رسوا بشویمن پس انداز دلم را به تو دادم که تو همبیمه ی عمر دلم روز مبادا بشویغرق عشق تو شدم، بلکه تو شاید روزی دل به دریا بزنی، عازم دریا بشویحیف ما نیست که یک زوج موفق نشویم؟حیف از این نیست که تو این همه تنها بشوی؟نم باران، لب دریا، غم تو، تنگ غروبدل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشویاحسان_نصری

برچسب: دل من تنگ تو شد, کاش که پیدا بشوی,دل من تنگ تو شد كاش كه پيدا بشوي, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 17:17

پرسشآیا کارفرما مجاز به تغییر قرارداد کار دایم کارگری و تبدیل آن به قرارداد کار موقت بطور یک جانبه خواهد بود؟✅پاسخکارگرانی که رابطه استخدامی آنان با کارفرما بر اساس قرارداد کار دایم مستقر شده باشد انعقاد قرارداد کار موقت بعدی در ماهیت دائمی بودن قرارداد کار آنها تغییری ایجاد نمی کند بدیهی است چنانچه کارگر با توجه به توافق حاصله با کارفرما بابت قرارداد کار دایم خود تسویه حساب قطعی نموده و با دریافت کلیه مطالبات و سنوات خدمت اقدام به انعقاد قرارداد کار موقت با کارفرما نموده باشد قراداد منعقده بین طرفین معتبر بوده و بدون ارتباط با قرارداد کار قبلی

برچسب: پرسش,پرسش و پاسخ,پرسشنامه,پرسش و پاسخ مسائل,پرسشنامه رضایت شغلی,پرسش و پاسخ حقوقی,پرسشنامه کیفیت زندگی,پرسشنامه استرس شغلی,پرسش و پاسخ رابطه مقعدی,پرسشنامه درخواست صدور گذرنامه, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 13:47

صفحه بندی